به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ...
به نام آنكه كلمه را آفريد.
و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم.
كه هر چه بود، پيش از هر كلامي، خودش گفته بود.
بايد اين واژه هاي كوچك را شست.

سالهاست دچارش هستم.
و چه سخت بود بيدلي را ، ساختن خانه اي در دل.
و اين دل بينهايت، چه جاي كوچكي بود براي دل بيتابش.

او رفت و من نشناختمش .
در تمام ميخكهاي سر هر ديوار، آواز غريبش را شنيدم اما باز هم نشناختمش.
همانگونه كه بغضهاي گاه و بيگاهم را نشناختم.
يا طولاني ترين ثانيه هاي تنهاييم كه بعد از سرآغاز كلامم، فقط خود او ميداندكه آن ثانبه ها چگونه گذشت.
فقط آنقدر او را شناختم كه در سايه هاي افتاده به كلامش، به دنبال جاي پاي خدا باشم.

اينجا، هر چه هست، جز با صداقت او و كلام و نقشهاي او، حوض بي ماهيست.
يا وسعتي بي واژه.
و شايد مزرعه اي باشد با زاغچه اي بر سر آنزاغچه اي كه هيچكس جدي نگرفتش .
اينجا را هديه اش ميكنم. به آنكس كه براي سبدهاي پرخوابمان، سيب آورد.
حيف كه براي خوردن آن سيب، تنها بوديم ....

 

 

پوک دل...............

/ 8 نظر / 9 بازدید
دل

سلام از دل به دل،توي وبلاگاي به روز شده ديدم عنوان وبلاگت رو،ديدم چه قدر شبيه بلاگ منه...دلت هميشه ايشالا شاد باشه.دل منم خوشحال ميشه يكي از مهموناش يه دل پاك مثل صاحب اين كلبه باشه(از نوشته هات ميگم)....شاد باشي.

افشين (اونکه رفته ديگه هيچ وقت نمياد)

سلام عزيزم خوبی چه خبر من مثل هميشه اول و تو زندگی آخر ....... من نوکرم بابا تو رو خدا با فونت ۲ بنويس اين چيه ديگه چشام در آمد عزيزم هر دوتا شما مثل هم مينويسين آدم فکر ميکنه هر دو تاتون يه نفر هست فعلا ............... ( دوستتان دارم )

زوربا

سلام ....من از مسافرت برگشتم...خوبی؟

افشين: ( Loose Yourself )

سلام به آرام دل و پوک دل دو نفر از دوستان گل من که خيلی دوسشون دارم خوبيد ........ من نوکرم چه خبر حتما سرتون شلوغه پس من مزاحم نميشم فعلا....

زوربا

سلام....ارام جان نميخواهی اپديت کنی؟ کجاييد پس؟

زوربا

سلام......من دارم ميرم...فردا ميام...زنگ زدم خودت فکر کنم توی اتاق نبودی....اگه کار واجبی داشتی من بين ساعت ۱۷-۱۸ خونه هستم....تلفن رو برات ميل کردم....برقرار باشيد.

زوربا

سلام.يکی نميخواد اينجا رو اپديت کنه؟ ای بابا