کاش میدانستی
که در اعماق وجودم
در نهانخانه این مردابم
بس که طوفان جاریست
کاش میفهمیدی
رفتن تو ٬
مثل یک باد نبود
مثل یک خاطره در عمر جهان
یا که ماهی در اب
رفتنت حس غریبیست که دنیا چون کوه
میشود بر سر من
کمرم میشکند
کاش میدانستی رفتنت را هر روز
به دیوار و به تقویم بلندش که اویزان است
مینویسم با اشک


پوک دل........

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يوسف و يلدا (change the world)

برف آروم آروم می ريزه::بی صدا::ولی چه صدای قشنگ ودلنشينی...::ببارای برف::بباربردل من::ببار...:::سلام عزيز::خوبی؟::<آپديت شد،حتمابيايين،خوشحال میشیم::منتظريم هااااا>::مرسی::سبزوآبی باشيد:::يوسف

افشين ( بی نام بی پايان )

بابا خيلی نوکرم به خدا اين شعرت رو خوندم دوباره ياد بدبختيام افتادم بابا خدا مگه من چه کار کردم ....... خيلی بده آدم چند نفر رو از دست بده بعد هم خودشه نه؟؟؟؟؟؟؟ می فهمم چی ميکشی چون خودم کشيدم شبی نيست که گريه نکنم ......... اينجوری خيلی راحت ميشم ........... به نظر من شما هم همين کار رو کن.......

افشين ( بی نام بی پايان )

من نمی دونم بايد چی بگم چون در اين مواقع زبونم بند مياد عزيزم من قوربون تو برم ناراحت که نشدی گفتم تنبل شوخی می کنم عزيزم ما الافيم که هر شب آيديت می کنيم ............

افشين ( بی نام بی پايان )

هميشه هم زياد فک ميزنم به بزرگواری خودتون ببخشين ما اينيم حالا بخند تو رو خدا بخند که من هم بخندم اينجوری ببينم يکی از دوستام ناراحته من هم ناراحت ميشم باشه بخند!!!!!!! افرين حالا شدی يه دختر خوب خوب خوب که همه دوسش دارن اين هم يادت باشه اگر هيچ کس تو اين دنيا شما رو دوست نداشته باشه اول خدا دوست داره بعد هم کی؟ من ......

افشين ( بی نام بی پايان )

ببخشيد که مزاحم شدم سلام به آرام دل عزيز برسان موفق باشی ديگه ناراحت نباشی .......... فعلا.......... بای.......... ( بوس بوس )

زوربا

بابا این افشین همه جا رو گلبارون میکنه......شاید بشه این رو مصداق رو این شعر هم دونست:......کاش میشد که شبی از شبها/دست در دست ای خوبترین بگذارم.....نمیدونم چی باید بگم.

پاسات

گل بخنديد که از راست نرنجيم ولی/هيچ عاشق سخن سخت بمعشوق نگفت

زوربا

.............؟؟؟؟کجاییییییییی؟

هادی

درود. از آشنايی با شما خوشبختم. موفق و سلامت باشيد. به اميد ديدار . در پناه حق