گاه می انديشم:

خبر مرگ مرا با تو چه کس خواهد گفت

ان زمان که خبر مرگ مرا ميشنوی

کاشکی می ديدم

شانه بالا زدنت را بی قيد

و تکان دادن دستت که مهم نيست زياد

و تکان دادن سر

که عجب!عاقبت مرد...........

افسوس

کاشکی روی تو را ميديدم.

 

پوک دل..........

****راستش يادم نيست اين شعر از کدوم شاعر نامی ايران هست چون خيلی وقت از زمان خوندنش ميگذره .شايد فريدون مشيری.****

/ 5 نظر / 6 بازدید
samira

سلام ...زيبا بود...موفق باشيد.

افشين ( بی نام بی پايان )

با عرض سلام ببخشيد که به اين صورت دارم کامنت ميزارم چون اين کامنت رو برای بقيه دوستان هم فرستادم بايد به عرض شما برسون که خيلی خيلی ببخشيد چند روز نبودم وبلاگم رو هوا رفته بود ولی حالا درستش کردم و اگر لطف کنی به من سر بزنی ممنون ميشم خيلی خيلی ممنون دوست بی معرفت شما (( افشين ))

salam be maa ham sar bezanin

salam be maa ham sar bezanin