نميدانم

نميدانم هنوز آيا به چشمت جای ديرين تمنای دلم مانده ست

و يا از ديده ات همچون غباری در زمانها

به شکل خاطراتی سخت موهوم

و يا بادی که بين کومه های صحرايی می پيچد

و اندک لحظه ای از يادهای مردمان پاک صحرا رخت ميبندد

نه من ان بادم و نی تو چنين دل پاک

پس بدورد ..........

 

پوک دل....

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زوربا

جایی برای حرف زدن نمونده....برقرار باشید

پاسات

در زندگي ، حل مسالهء بودن و نبودن به عهده مرگ است .

بی نام بی پايان

سلام خوبی ببخشيد که کم سر ميزنم چون حالم اصلا خوب نيست .......... بگذريم.............. نه خداحافظی باهاش نکن بده ها ............. هر جور راحتی ما همون جور راحتيم فعلا........... راستی آيديت هم کردم....

بی نام بی پايان

بابا آنتن نمی ده کجايی بابا دلم برات تنگ شده بود منظور (( آرام دل )) و يادت نره دوست دارم منظور (( پوک دل )) .............

بی نام بی پايان

خيلی دلم تنگ برات دارو ندارم و بگير مال خودت مال چشات (( به به چقدر جواده ))........... بگذريم قوربون شکل ماه هر دوتاتون برم کجايين نميگين داداشی دارين به نام افشين دوستانی داری به اين با معرفتی که منتظر شما هستن ............ يه خبر به من بده حتما بای..........

elham

سلام من برگشتم وای که چقدر دلم برای همه تان تنگ شده بود....

پپرو

سلام پوک دل عزيز.باز هم مثل هميشه عالی بود.

زوربا

کسی نیست اینجا رو اپدیت کنه؟