برايت بارها بايد بگويم

که در رگهای من جاری شدی چون خون

که از من ساختی بار دگر مجنون

شايد.

از شکوه عشق خانمانسوز

برايت بارها بايد قسمها ياد کرد

برايت بارها بايد سر سجده فرود آورد

شايد.

ز دست تو به تاريکی کوهستان غم بايد سفر کرد

به دنبال تو تا خورشيد بايد رفت

به پيش پای تو شايد

که چون يه مشت خاک بی بها گردم

برای قلب تو شايد

خدا گردم

نميدانم که در جای نگين تاج زرين کلاهت جای ميگريم

و يا در زير پاهای تو بيرحمانه ميميرم

شايد.

نميدانم که بعد از سالهای سخت و دشوار

که بعد از روزهای تلخ و شيرين

زمان مردنم آيا

در آغوش تو جانم را خدا گيرد؟

و يا اين ارزو در نطفه ميميرد

شايد.

                                        شاهرخ-آلبوم حکايت

 

/ 10 نظر / 9 بازدید
aramdel

سلام پوک دل عزيز .. مرسی که اينجا را آپديت کردی و مثل هميشه گرم و گيرا نوشتی ... آروزومند آروزهايت

zorba

سلام..چه خوب بود که توی همه بلاگها يه نفر مينويشت يه نفر هم اون يکی رو تشويق ميکرد...نهههه؟ (چشمک)...ارام دل فقط داره پوکدل رو تشويق ميکنه و ..../..

هيوپاين

سلام خوبی چه خبر ممنون از لطفت آرام جان ...... هم کم آيديت ميکنيد و هم کم پيداييد بابا اين پوک دل هم که اصلا معلوم نيست کجاست رفته عاشق شده ما رو فراموش کرده .......... در همه حال موفق باشيد بای... خواستيد يه سر هم به ما بزنيد بای............

هيوپاين

سلام من هر وقت مطلب های شما رو می خونم ميگم بابا اين دو نفر چقدر عاشق بابا اين مرد ها چي دارن که دختر ها عاشقشون ميشن همشون دو زنه هستن... حالا ببخشيدااااااااااا اين نظر منه ........... دختر ها يه بار عاشق ميشن ولي مردها ۱۰۰ بار .............. آيديت کردم خواستی بد نيست يخونيد بای..........

zorba

سلام و ممنون از لطفت..

پاسات

خواهي كه جهان در كف اقبال تو باشد/خواهان كسي باش كه خواهان تو باشد

sheyda

يگانه عاشقی هستم که در اين کلبه ديرينه ام....به جای فرش روی خاک می نشينم...به جای آب شراب چشمت را می نوشم...به جای آيينه در طاقچه دلماز چشمانت که پاکی و صفا در آن می درخشدبهره می گيرم... شعر زیبایی بود منتظرت در کلبه کوچکم هستم.

هيوپاين

يه خبر مهم يه قرار دوست دارم يه سر بزن ......ممنون بای......